7آذر 1338/تولد نادر دست نشان،اسطوره مازندران
7آذر 1338
به بهانه تولد یک اسطوره

میثم کاوه: 7آذر 1338 در منطقه سید محله قائم شهر ، پسری به دنیا آمد که پدرش نام نادر را برای او انتخاب کرد و به این امید بود تا این فرزند در زندگی اش هم یک نادر شود . هر چه قدر که بزرگ تر می شد راههای کسب موفقیت را یکی پس از دیگری طی می کرد تا جایی که مردم یک شهر از داشتن همچنین همشهری به خود افتخار می کردند . او به مردم و تیم شهرش ، عشق می ورزید و به دلیل همین عشق ، به پیشنهادات تیم های بزرگ و پرطرفدار تهرانی جواب رد می داد تا جایی که پیراهن تیم ملی را هم به خاطر این جواب های منفی از دست داد . بالاخره او فوتبال را کنار گذاشت و به مربی گری روی آورد و با تیم های متعدد به موفقیت های بزرگ رسید و اکنون از او به عنوان پر افتخارترین مربی لیگ دسته اول و یکی از کارآمدترین مربیان فوتبال ایران یاد می کنند .
بی شک او یکی از اسطوره های دیار ماست . اسطوره ای که سال گذشته تلاش کردیم تا با دست های خودمان و در مرداب فوتبال مازندران ، تمام گذشته اش را به فراموشی بسپاریم و با یک شکست ، برای نسل جدید ورزش استانمان یک چهره دیگر از او بسازیم . ولی سوال اینجاست : هوادار نسل جدید فوتبال ما چقدر نادر دست نشان را میشناسد ؟ آیا این هوادار میداند او که بود و چه تلاشهایی در راستای موفقیت فوتبال قائم شهر و مازندران انجام داد ؟
مخاطب این نوشته کسانی هستند که اطراف ورزش ، رسانه ای هستند و یا در آینده خواهند شد . چقدر از گذشته دست نشان ها نوشتیم ؟ البته که هنوز عادت نکردیم این دسته از مطالب را روی خروجی سایت ها و وبلاگ های خود قرار دهیم یا یک بخش از مجله و روزنامه ی خودمان را با همچین نوشته هایی پر کنیم .
این سالروز تولد بهانه ایست برای بیشتر شناختن خود .برای اینکه عادت کنیم افتخارآفرینی ها و خاطرات شیرین گذشته را باهم ورق بزنیم . در این بازار آشفته که مرغ ما هم کمتر از غاز نیست ولی همچنان به مرغ همسایه به چشم غاز مینگریم و خیلی ها !!! را آنچنان بزرگ میکنیم که یادمان می رود ، ما بزرگتر از آنها را داریم. چرا نباید نسل های قبل را برای نسل جدید خود معرفی کنیم ؟
حق این بزرگان و کسانی که روزهایی با تلاش آنها شاد می شدیم و با کسب موفقیت آنان ، به خود و استانمان می بالیدیم ، این نیست که گذشته آنها را فراموش کنیم تا راه برای نابودی آنان در نظر هواداران فوتبال دوست نسل جدید هموار شود .
وقتی که بهداد سلیمی آن وزنه سنگین را بلند کرد و گزارشگر از دیار او یاد کرد چقدر به خود بالیدیم ؟ وقتی رضا یزدانی را به پلنگ جویبار تشبیه کردند چه حسی داشتیم ؟ وقتی که چالاکی ها ، خناری نژاد ها و . . . به موفقیت رسیدند چقدر به مازنی بودن خود افتخار کردیم ؟ آیا برخوردی که با نادر دست نشان میکنیم و با یک شکست ، گذشته اش را از یاد بردیم ، در آینده با یک شکست برای سلیمی ها ، یزدانی ها ، خناری نژادها و . . . هم تکرار خواهیم کرد ؟ امیدوارم که تکرار نکنیم .
وظیفه رسانه های محلی در قبال کسوت اسطوره هایمان ، تنها یک چیز است و آن یاد کردن از گذشته آنهاست و اینکه وقتی زمان به جلو میرود ، خاطراتشان و افتخار آفرینی شان هم مرور شود . اگر آنها هم همچین توقعی نداشته باشند ، این یک وظیفه است که خاطرات آنها را مرور کنیم و برای نسل جدید و نسل های بعدی از افتخارات آنها یاد کنیم.
این وبلاگ در تاریخ 4/10/88 با هدف رشد و توسعه ورزش استان سرسبز مازندران راه اندازی شد. مطمئنا نظرات و انتقادات شما عزیزان کمک شایانی به بهبود کیفیت این وبلاگ خواهد کرد.