قسمت دوم گفتگوی اختصاصی فرید یعقوب نیا با مازندلیگ

 

فرید یعقوب نیا:می توانم کریم باقری نساجی شوم

 

 

 

مازندلیگ:همانطور که قبلا اعلام کرده بودیم از انجاییکه صحبتهای آقای فرید یعقوب نیا طولانی شده بود،لازم دیدیم بقیه حرفهای ایشان را در پست دیگری خدمت شما ارائه دهیم.صحبتهایی در موردمشکلاتش در نساجی،امپراطور،رحمانی،موهای بلندش،درخواست از آقایان بهروان و پریچهره و آمادگیش برای کمک به نساجی....

بهتر است خودتان حرفهای ناگفته مدافع سابق نساجی را بخوانید

 مصاحبه کامل در ادامه مطلب

 

آماده کردن زمین تمرین

زمانی بود که زمین تمرین نداشتیم و هر روستایی میرفتیم تا از زمینشان استفاده کنیم آنها با ناراحتی میگفتند:باز اینها آمدند اینجا و به مه ما بی احترامی میکردند.یک روز من و حجت قاسمی و حشمت کلیجی رفتیم از صبح تا غروب زمین شماره سه را تمیز کردیم تیر دروازه را از جا در اوردیم و جای دیگر کاشتیم و ابعاد زمین را برای تمرین عوض کردیم و گچ ریختیم.ناهار ما آن روز کیک نوشابه بود.کجا بازیکن زمین تمرین تیم را آماده میکند؟

 

 کمک به رحمانی برای تحویل نساجی به پرهام

زمانی که قرار بود تیم به پرهام تحویل داده شود آقای رحمانی گفت به خاطر اینکه بتوانیم تیم را به پرهام بدهیم راضی هستید که از قرارداد شما کم کنیم؟گفتم راضیم.قرارداد بنده را از 27 میلیون تومان به 18میلیون تومان رساندند.البته با رضایت خودم.گفتم اگر واقعا با این کار تیم به آقای پرهام منتقل میشود مشکلی ندارم.

 ۱۴ سال بازی و ۴۰ میلیون تومان!!!

بنده زمانی که انتخابات مجلس بود برای یک نماینده تبلیغ کردم و ایشان دو میلیون تومان در داشبورد ماشینم گذاشت.بروید از محسن پورحاجی و نجفی و بقیه بپرسید با ان پول چکارکردم.به جان بچه هایم به خدا قسم دو هفته نفری بیست و پنج تا سی هزار تومان به بازیکنان کمک میکردم و از آنها میخواستم محکم بازی کنیم تا در لیگ بمانیم و ماندیم.من تا به حال این چیزها را جایی نگفتم ولی وقتی میبینم او با این کارهایی که کرد خود را عاشق نساجی میداند پس من چی هستم؟همین آقا از نساجی بازخرید شد ولی با پارتی بازی دوباره برگشتند از نساجی به همه چیز رسیدند ولی من در طول این چهارده سال چهل میلیون از این تیم نگرفتم.خدا را شکر میکنم که در شهر راه میروم سرم را میتونم بالا بگیرم و پشت سرم فحش و نفرین نیست.همسر بنده یک بار با من شهر آمد به قدری مورد لطف مردم  قرار گرفتم که دیگر حاضر نشد با من جایی بیاید.!!!این برای من افتخاریست.مردم به راحتی میتوانند خوب را از بد تشخیص دهند.

دست نشان:تو چه کمکی به من کردی؟!!!

یکی از بازیکنان به علت مشکلات خانوادگی از همسرش جدا شده بود اول فصل رفت نزد دست نشان و گفت:آقای دست نشان کمکم کن تا با انتخاب من در نساجی مشکلاتم برطرف شود.خانمم از جدا شد شرایط روحی خوبی ندارم و فقط از این طریق میتوانم بر مشکلات فائق شوم.ببینید او رفته بود از دست نشان کمک بگیرد.حدس بزنید نادر در جواب چه گفت!!!!!!نادر گفت مگر شما کمکم کردی که من شما را کمک کنم.سوال من اینجاست تو اگر نادر شدی توسط کی شدی؟از پله های همین بازیکنان و هواداران بالا رفتی تا نادر دست نشان شدی.دیگر چه کمکی از آنها میخواهی؟

 ایمان به خدا

معمولا وقتی یک پرنده را از قفس آزاد میکنند یکدفعه اوج نمیکیرد بلکه اول روی یک درخت یا بام خانه ای مینشیند تا باورش شود آزاد شده است بعد پرواز میکند .امسال با آمدن پرهام همه خوشحال بودیم که زمان اوج ما فرا رسیده است و زمان صعود نساجی به لیگ برتر همین امسال است .ما امسال خوشحال بودیم که با آمدن پرهام به تمام آرزوهای خودمان میرسیم و لیگ برتری میشویم ولی نادر دست نشان تمام تفکرات ما را بهم زد.ما امسال فقط شش بازیکن نیاز داشتیم تا لیگ برتری شویم ولی حسادت دست نشان نگذاشت موفق شویم.دست نشان خدا را فراموش کرد.من مثالی میزنم.یک کوهنورد تمام کوهها را فتح کرد.در فتح اخرین کوه در حال سقوط بود که خدا را صدا زد و از خدا کمک خواست.خدا به او گفت تا به حال از من کمک نمی خواستی حالا واقعا به کمک من نیاز داری؟کوهنورد گفت:ایمان دارم.خدا گفت پس طناب را پاره کن.او به جای پاره کردن طناب دودستی چسبید به طناب صبح گروه امداد جسد یخزده او را آویزان دیدند در حالی که یک متر بازمین فاصله داشت!!!!!به دست نشان پیشنهاد میکنم به خدا ایمان بیاورد.تنها  عامل  عدم موفقیت دست نشان نداشتن ایمان به خدا بود.همه میگفتند ما صعود میکنیم ولی نقش خدا را فراموش کردند.

 امپراطور؟!!!

شما فکر میکنید آن سالی که نساجی به پلی آف صعود کرد ولی در برابر شموشک و نفت آبادان و استقلال اهواز کم آوردیم علت چه بود؟سرمربی نساجی همین دست نشان بود ولی وقتی فهمید قرار است بعد از صعود نساجی رحیم دست نشان سرمربی شود در ارنج تیم دست کری کرد تا تیم بالا نیاید.شما خودتان شاهد بود داوود جعفری در آن بازیها حضور داشت.چرا؟؟چون نادر فقط به دنبال منافع خودش بود و دوست نداشت کس دیگری را ببیند

 

مردم اسمش را گذاشتند امپراطور!!!ولی در کتابهای تاریخی آمده است که امپراطور اولین کسی است که وارد جنگ میشود و آخرین کسی است که از جنگ بیرون می آید.ولی همین آقای امپراطور بعد از بازی با برق شیراز درب رختکن را باز میگذارد و به هواداران اجازه میدهد به بازیکنان حمله کنند و توهین کنند.کدام امپراطوری همچین کاری میکند؟

رحمانی؟؟؟

درست است که رحمانی نتوانست برای نساجی کاری کند و حتی خودم در بعضی مواقع جلویش ایستادم و بعضی کارهایش را قبول نداشتم که البته آنهم به خاطر بی پولی این آقا بود.ولی نمیتوانم وجدانم را زیر پا بگذارم و زحماتی که این آقا برای نساجی کشید را نادیده بگیرم.من شاهد بودم که چگونه این طرف و آن طرف برای نساجی پول جمع میکرد.من شاهد بودم برای نساجی چطور سرش را پایین میگذاشت و کاسه گدایی دست میگرفت.با وجود مشکلات مالی که داشت به پیشنهاد من به بازیکنانی که زحمت زیادی میکشیدند سکه اهدا میکرد.او نساجی را در بدترین شرایط تحویل گرفت.مدیریت او فوق العاده بود و بر همه چیز اشراف داشت .متاسفانه همانطور که غیرفوتبالیها دور  پرهام را گرفتند کنار او نیز بعضیها آمده بودند  و چوب لای چرخش می گذاشتند.ولی نمی توانم خدا را در نظر نگیرم و سختیهایش در نساجی را نگویم.

 خیانت

آقایان می آیند پشت سر مینشینند که فرید با رحمانی 50 میلیون پول بالا کشیدند. شما بروید بانک مسکن سوال کنید بابت این خانه ای که دارم چقدر به آنها بدهکارم.بابا به خدا من هزینه عروسی خودم را تقدیم بچه های بی سرپرست کردم.من فقط با صد هزار تومان عروسیم را برگزار کردم.هزار و یک حرف پشت سرم در آوردند.یه روز میگفتند فرید در فلان مغازه در حال خوشگذرانی است.یه روز دیگه میگفتند فرید در فلان مغازه در حال صفحه چینی و زیرآب زنی بازیکنان و ...است.خدا را شکر که همه دیدند چه کسی دست به این کارها میزند و منشوری شده است.به قول آقای پرهام خیانتی که این آقایان به نساجی کردند باید در تاریخ ثبت شود.من هم میگویم خیانتی که این آقایان کردند مردم کوفه به علی نکردند.

 

 از آقای حیدرزاده عذرخواهی میکنم

زمانی که فهمیدم اخراج شدم بقدری زندگی بر من سخت گذشت و کنترلم را از دست دادم که به باشگاه رفتم و با آقای حیدرزاده بد برخورد کردم.شنیدم که ایشان از سمت خود استعفا دادند .بنده یک بار بابت این مسئله از ایشان عذرخواهی کردم ولی ولی جا دارد بنده از همین جا نیز از این پیرمرد عذرخواهی کنم.خودم هنوز با پرهام در مورد وقایعی که اتفاق افتاده بود صحبت نکردم.چون نمی خواهم بقیه فکر کنند برای نفع خود این کار را میکنم ولی از ایشان میخواهم دور و بریهای خود را خوب بشناسد تا در کارش موفق شود.من میگویم درو بر ایشان را غیرفوتبالیهایی گرفته است که در فوتبال قائمشهر هیچ جایی نداشتند ولی حالا با یک کیف دستی وارد باشگاه میشودند و  به ایشان خط میدهند.کسانی که فلان بازیکن و مربی وهتل و اردو را برای ایشان  پیشنهاد میدهند.جالب اینجاست که حتی بعضی تماشاگران مننجر فوتبال شدند .ایشان باید کسانی را انتخاب کند که به آینده فوتبال قائمشهر فکر کنند.

 

 کوثر لرستان

بعد از اینکه فهمیدم جایی در نساجی ندارم به پیشنهاد ابراهیم طالبی که سرمربی کوثر بود به این تیم رفتم.بعد از دو سه ماهی وضعیت این تیم به طرز وحشتناکی خراب شد.انتقال تیم به لرستان و خلف وعده استاندار و دیگر مسئولان لرستان برای کمک به این تیم و همچنین رفتن طالبی از این تیم و...باعث شد ما بازیکنان چندین بار تمرین و بازیها را تحریم کنیممن در آن تیم بازی میکردم ولی فکر و ذهنم به نساجی و نتایج آن بود.زمانی که نساجی به خرم آباد آمد به استقبال بچه ها رفتم و با همه انها خوش و بش کردم.حتی خارجیهای تیم که اولین بار بود می دیدمشان.از میان انها ماتیوس بیشتر از بقیه با من گرم گرفت ودست و پا بسته  یک جمله خارجی به من گفت که دقیقا متوجه نشدم چی بود.فقط از چهره اش فهمیدم که جمله ای محبت آمیز بود.به آنها گفتم تا زمانی که در این شهرید مهمان من هستید و اگر کاری داشتید مرا خبر کنید.ما در آن بازی فقط با 11 بازیکن در بازی حضور پیدا کردیم و بازیکن ذخیره نداشتیم.دیگر شرایط این تیم را در حدی دیدم که احساس کردم  ماندنم در این تیم در حد شخصیتم نیست و برگشتم.

 

 لیگ برتر = پیشرفت قائمشهر

شما ببینید اگر نساجی به لیگ برتر بیاید چقدر باعث پیشرفت این شهر میشود؟نه تنها هتلها فروشگاهها و ..... سود میبرند بلکه خیلی از مردم در قبل این باشگاه نان در می اورند.چند نفر در روز بازی نساجی در ورزشگاه برای خانواده خود نان میبرند؟خدا شاهده همین چای فروش و آلاسکا فروش و تخمخ فروش و ...تا بعد از بازی بعدی نساجی مشکلی بابت خرج منزل ندارند چون همان یک هفته پول خودش را در می آورد.ضمنا ضریب  امنیت اجتماعی قائمشهر نیز بالا میرود.جوانان به جای روی آوردن به اعتیاد به ورزشگاهها می روند.شما ببینید چقدر مدرسه فوتبال در این شهر دایر شد.نونهالان نوجوانان جوانان امیدها.شما ببینید با قهرمانی امیدهای ما درکشور چقدر در بین جوانان این شهر مید و آروز پررنگتر شده است.احساس میکنند آنها هم میتوانند یکی از این بچه ها باشند.این یعنی موفقیت.

 

 رفتن پرهام= سرنوشت نفت قائمشهر

این موفقیتها  در گرو این است که همه ما مواظب آقای پرهام باشیم.ما باید از ایشان تقدیر کنیم.من  اگر به نساجی برگردم به شخصه با کمک بازیکنان یک مراسم تقدیر آبرومند برای ایشان و خانواده اش میگیرم تا همه بفهمند نباید فقط دنبال پول این مرد بود.باید تمام امکانات برای سرمایه گذاری این مرد در قائمشهر فراهم کرد.ما حتی برای ساخت ورزشگاهی که مدنظر این آقا بود یک زمین خالی به ایشان ندادیم.چه مشکلی است که این کار را نمیکنیم؟؟.مگر زمین در قائمشهر پیدا نمیشود؟شما مطمئن باشید با رفتن پرهام از قائمشهر فوتبال نساجی نه تنها به وضعیت قبلی برمیگردد بلکه به سرنوشت نفت قائمشهر نیز دچار میشود.سرنوشتی که هنوز معلوم نیست سند آن تیم به نام چه کسی است؟

 

 تندیس مهدی پرهام و مرحوم درویش

به نظر بنده مسئولین قائمشهر و نوشهر باید تندیس مهدی پرهام و مرحوم درویش را در قائمشهر و نوشهر بزنند.زمانی که بچه های ما بزرگ شدند و از ما پرسیدند که انها چه کسانی هستند باید توضیح دهیم که این دونفر امید و آرزو را به شهر ما هدیه دادند.انها باعث شدند تا چندین خانوار شب  با شکم سیر بخوابند .مرحوم درویش باعث شد تا بازیکنانی مانند محسن بنگر رحمان احمدی کیانوش رحمتی و...در فوتبال مملکت مطرح شوند.آن مرحوم به خیلی از خانواده های نوشهری نان رسانده است.چرا هیچ یادی از این مرحوم نمیشود؟آقای پرهام هم همینطور. نساجی امسال را با سالهای گذشته مقایسه کنید!!با تمام گرفتاریهایی که توسط آقایان برای پرهام  و نساجی درست شد شور و نشاط را در بین مردم دیدید؟

 

 

 گناه هوادار نساجی

ولی آقایان امسال امدند بدترین بلاها  را سر این مرد آوردند و بعد با افتخار در  برنامه زنده تلویزیونی اعلام میکنند بزرگترین آرزویم این است که با نساجی به لیگ برتر بروم.آخر چقدر باید با احساسات مردم بازی شود.زندگی کردن با این شرایط تا کی؟من به انها پیشنهاد میکنم کتابهای انسانهای بزرگ تاریخ را بخوانند تا ببینند انها از کجا شروع کردند به کجا رسیدند  چگونه گذشته خود را فراموش نکردند.چگونه زندگی کردند تا نزد مردم محبوبیت بدست آوردند.به قول پدر خدابیامرزم درخت هر چه بیشتر بار داشته باشد افتاده تر است و سرش بالا نمی آید.ولی این آقایان تا بجایی رسیدند به همه فخر میفروشند.ببینید قائمشهررا  به چه روزی انداختند.کدام موقع بین هواداران نساجی دودستگی و دشمنی بود؟آنها حتی لیدرها را به جان همدیگر انداختند.مطمئنن باشید همین الان هم که بیرون از شهر هستند در حال ضربه زدن به نساجی هستند و درحال تلاش برای اینند تا باز هم دار و دسته خودشان در تیم بماند تا باز هم از این تیم نفع ببرند.البته مطمئنم امسال دید آقای پرهام نسبت به مسائل و افراد بازتر شده است.ولی بنده نه به عنوان یک بازیکن بلکه به عنوان یک هوادار از ایشان خواهش میکنم افرادی را برای باشگاه انتخاب کند که دلشان برای انی شهر و فوتلا آن بسوزد.مطمئن باشید از این به بعد خودم نیز با ایشان تماس میگیرم و مسائلی را که باید به ایشان بگویم میگویم.چون خودم جز کوچکی از  نساجیم و به خدا قسم دلم برای این تیم میسوزد.چرا مردم قائمشهر نباد رنگ لیگ برتر را ببینند؟واقعا چه گناهی کردند؟خدا گواه است آروزی من است که این تیم به لیگ برتر بیاید و شبش مردم تا صبح در شهر به جشن و شادی بپردازند.

 

 آقای پریچهره،خواهش میکنم

من از آقایان پریچهره و بهروان خواهش میکنم با آقای پرهام همکاری کنند.آقای پریچهره شما سالهای گذشته خیلی برای ما زحمت کشیدید.ما چندین بار مزاحمتان شدیم و مشکلمان را حل کردید.شما برای فروش نساجی از رحمانی به پرهام خیلی زحمت کشیدید.ولی واقعا چرا تا به حال جریان انتقال سند نساجی به نام پرهام صورت نگرفته است؟؟چرا زمین در اختیار ایشان قرار نمیگیرد تا کار ساخت استادیوم اختصاصی برای نساجی آغاز نشود.شما شخص اول ورزش این استان هستید.امید مردم قائمشهر به شماست.

 موهای بلند

 آقای رحمانی به من میگفت:فرید چرا موهایت را نمیزنی.گفتم:هر بازیکنی چیزی را برای خود به عنوان نیرو دهنده و منبع انرژی نگه میدارد.موهای من نیز این خاصیت را برای من دارد.واقعا احساس میکنم موهایم به من انرژی میدهند.

بهترین شعار

(با خنده)خودتان که میدانید بهترین شعاری که در مورد من میدادند فرید سر طلایی بود که خیلی این شعار را دوست داشتم.تقریبا هر کسی مرا میبیند با این لقب صدا میزند.حتی بعضی مواقع خانواده ام نیز مرا اینگونه صدا میزنند.من هیچ وقت نمیتوانم محبتهای هواداران نساجی را فراموش کنم.فرید سرطلایی بدون آنها هیچ است.

آیا در خودت میبینی که به عنوان بازیکن به نساجی کمک کنی؟

 

مطمئن باشید تا زمانی که درخودم نبینم از فوتبال کناره گیری میکنم.حداقل میتوانم بگویم از 90 درصد بازیکنانی که امسال برای نساجی بازی کردند بهتر هستم.من هر روز به صورت انفرادی تمرین میکنم تا بدنم آماده باشد.مگر بازی کردن به سن و سال است؟پس چرا کریم باقری تا به حال توانسته است با این سن خود دوام بیاورد؟چون برای خود هدفی دارد و برای رسیدن به هدفش پشت به تمایلات خود زده است.من فقط یک هدف را در ذهن خود پروراندم و آن هم صعود با نساجی به لیگ برتر است.من فقط به عشق همین مردم بازی میکردم والان هم حداقل تا دوسال میتوانم به عشق همین مردم بازی کنم.من میتوانم کریم باقری نساجی شوم.مطمئن باشید اگر به درد نساجی نخورم همین مردم مانند علی دایی مرا کنار میزنند.من فقط قصد دارم اگر فوتبال کنم فقط در نساجی بازی کنم و مطئمن باشید اگر نساجی مارا نخواهد با دنیای بازی خداحافظی میکنم

 

 

 برای این بازیکن متعصب و دوست داشتنی آرزوی موفقیت و سربلندی داریم.