مرثیه ای بر رفتن احتمالی تاری و شهید کجوری قائم شهر
روزی از غم نبودت اشک می ریزند

محمد حسن عبدالهاشم پور: برخی می گویند شوک است و عده ای که به مهندس تاری نزدیک تر هستند انصراف قطعی اش را خبر می دهند. مالک و مدیر عامل باشگاه موفق شهید کجوری قائم شهر که در کنار صدرای زیر آب تنها باشگاه های واقعی در مازندران هستند در نشستی خبری کناره گیریش را به همان توجیه منطقی «عدم حمایت» اعلام کرد. مهندس یوسف رضا تاری بی دریغ پول و مکنت از مسئولان طلب نمی کرد اما مشکلات اداری و قضایی که برای بیزینس او ایجاد شده بود بی آنکه واکنشی را از جانب مسئولان ورزشی به دنبال داشته باشد یقینش داد که بهتر است برود.
گزارش کامل در ادامه مطلب
شهید کجوری قائم شهر موفق ترین تیم فوتبال مازندران بود که از لیگ 3 به لیگ 2 کشور صعود کرد و این تنها اتفاقی بود که روی داد و فوتبال استان را از غم ناکامی هایش به درآورد. سرمایه گذاری در هندبال با صعود به زیرگروه لیگ برتر و در دو و میدانی با چهارمی در لیگ برتر جوانان از جدی ترین فعالیت های شهید کجوری در کنار خیل برنامه های فرهنگی و کمک به ورزشی ها بود. اما علیرغم تمامی جهد و تلاشی که به خرج داد بی آنکه حمایتی را شاهد باشد با دلخوری از صحنه ورزش کناره گرفت.
خودش می گوید:«پشیمان نیستم. هرچه کردم از برای عشقی بود که به ورزش و مردم دیارم داشتم و بر سر کسی منت نمی گذارم. در قریب به 2 سال بیش از یک میلیارد و 800 میلیون تومان صرف ورزش کردم. در ازای آن هیچ چیزی طلب نکردم. موفقیت های تیم های من تغییری در رفتار و نگاه مسئولین ایجاد نمی کرد. اقدامات بزرگی انجام شد و پیروزی هایی به نام ورزش و ورزشکاران به ثبت رسید من پاسخ خودم را با عقد قرارداد 30 میلیون تومانی یکی از پرورش یافتگان این باشگاه با تیم دو و میدانی آهن اصفهان گرفتم.»
زمزمه های رفتن مهندس تاری از مدت ها پیش شنیده می شد تا اینکه سرانجام خودش تصمیم گرفت از عزم جزم خود بگوید. اراده ای در این تصمیم دیده می شود که انگار قصد باز آمدن ندارد:«تمامی رشته ها را ول می کنم. چند صباحی به دور از هر فعالیتی خواهم بود. این بار که برگردم فقط قصد اشتغالزایی برای جوانان شهرم و یافتن راهکارهایی برای کمک به خانواده های ضعیف را دارم. نمی خواهم تلخی هایی که داشتم تکرار شود. ترجیح می دهم از دور تماشاگر باشم و تشویق کنم. از شور من به ورزش کاسته نشده، از ارائه بی میلی ها و بی تفاوتی ها بیزارم.»
و اما...
این روایت کز مزه دیگری از رفتن حامیانی است که عاشقانه قدم در این راه می گذارند. تازه تاری بی نهایت صبر کردو ماند تا شاید خواست مسئولان را ببیند.
گره کارش با یک نشست از جانب مقامات عالیه وا می شد و از آن سو ورزش استان به یک باره دار و ندارش در هندبال و دو و میدانی را از کف نمی داد و یک تیم خوب نیز از بین نمی رفت.
نمی دانیم مهندس تاری چگونه اما به یاد می آوریم که سعیدیان مدیر عامل بیم پس از رفتن گفت از اینکه حتی دستی به نشانه خداحافظی بلند نشد گلایه مندم.
با تاری نیز همان رفتاری می شود که با پیشینیان می شد نوعی کج رفتاری بی اخلاقی با بخش خصوصی که انگار وظیفه اش است که تیمداری کند و پول به پای ورزش بریزد و حرف اضافه هم نزند! تازه وقتی قرار است خداحافظی کند نباید از گل نازک تر بگوید و به حریم ها وارد شود و نامربوط درخواست کند.
بخش خصوصی جان بخشی بی اهمیت است. قلبی که زدن و نزدن آن مهم نیست. اگر بزند که مسئولان عاملش بودند و اگر نزند به درک!
می دانیم که روزی در غم نبود تاری و شهید کجوری اشک می ریزند. اشک ها دو مفهوم دارند اولی دربدری جوانان معصوم و دومی مظلومیت مدیر بخش خصوصی.
این یک رسم کهنه است. اگر دوست داریم سیاهه ای غم بار از رفته های بخش خصوصی را بنویسیم که اگر همانند تاری می ماندند ورزش مازندران داعیه سروری در تمامی رشته ها در آسیا را داشت. حیف که این یکی نیز می رود و وقت تنگدستی یادش می کنیم و سر تأسف را پایین می گیریم.
منبع:دست نوشته های عبدالهاشم پور
این وبلاگ در تاریخ 4/10/88 با هدف رشد و توسعه ورزش استان سرسبز مازندران راه اندازی شد. مطمئنا نظرات و انتقادات شما عزیزان کمک شایانی به بهبود کیفیت این وبلاگ خواهد کرد.